محمد مهدى ملايرى
229
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
عباسى و سنجش و مقايسهء آن با ادبيات عربى قبل از اين دوره و اطلاعات عمومى كه از ادبيات و فرهنگ ايران در آن دوره و قبل از آن دوره داريم به طور كلى چند مرحله را در مسير ادبيات ساسانى در خلال ادبيات عربى تشخيص داد و براى هرمرحله دلائل و اماراتى يافت كه شايد اشاره به آنها در اينجا بىفايده نباشد . نخستين مرحلهاى كه قسمتى از آثار ادبى ساسانى در دورهء اسلامى طى نمود اين بود كه به صورت مؤلفات مستقلى به عربى ترجمه و به همان صورت يعنى به صورت كتب و مؤلفات مستقل عرضه گرديد . اين ترجمهها تا چند قرن بعد هم همچنان به صورت مستقل در زبان عربى وجود داشته و مورد استفاده دبيران و نويسندگان عربى زبان بودهاند . از اين ترجمهها آثار بسيار كمى به همان صورت اصلى يعنى به صورت كتاب مستقل تا امروز باقى مانده كه از آن جمله بايد كتاب كليله و دمنه و كتاب الآداب الكبير و كتاب الادب الصغير را كه هرسه به وسيلهء ابن مقفع به عربى ترجمه شده است نام برد . برخى از اين كتابها پس از ترجمه به عربى يا در حين ترجمه به وسيله يك يا چند تن از مترجمان يا مؤلفان به صورت تهذيب يا تلخيص يا اقتباس مورد تصرف قرار گرفتند و بدينترتيب در اصول اصلى آنها تغييرى روى داد و در نتيجه نسخههاى متعددى از آنها بوجود آمد كه با هم اختلافهايى هم داشتند . نمونهء بارز اين دسته ، كتاب خداىنامه يعنى تاريخ بزرگ ايران در دورهء ساسانى است كه مأخذ اصلى يا اصل كتاب شاهنامهء فردوسى است . از اين كتاب كه ترجمهء عربى آن به نامهائى از قبيل « سير الملوك » يا « سير ملوك الفرس » و مانند اينها ناميده شده تا زمان حمزهء اصفهانى در قرن چهارم هجرى هفت نسخهء مختلف به همين نام سير الملوك وجود داشته كه در تأليف كتاب « سنى ملوك الارض و الانبياء » مورد استفاده وى قرار گرفته است . ظاهرا اينگونه تصرف در ترجمه به صورت تهذيب و تلخيص يا اقتباس بيشتر در كتابهاى مفصل صورت گرفته كه ترجمهء همه آنها با تمام تفاصيل آن